تبليغاتX
نجوای دریا

نجوای دریا

کوتاه از همه جا
اگر من پولدار بودم...!



+نوشته شده در 88/07/25ساعت5:36 PMتوسط سپیده |
به سلامتی....

بـــــه سلامتی ...


http://www.fun-group.info/pic/Line/e22a.gif

به سلامتی درخت!

 نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش.


به سلامتی دیوار!

 نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.


به سلامتی دریا!

 نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.


به سلامتی سایه!

 که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.


به سلامتی پرچم ایران!

 که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه‌رنگه.


به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.


به سلامتی نهنگ!

 که گنده‌لات دریاست.


به سلامتی زنجیر!

 نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.


به سلامتی خیار!

 نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.


به سلامتی شلغم!

 نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.


به سلامتی کرم خاکی!

نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش


به سلامتی پل عابر پیاده!

 که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !


به سلامتی برف!

 که هم روش سفیده هم توش.


به سلامتی رودخونه!

که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.


می‌خوریم به سلامتی گاو!

که نمی‌گه من، می‌گه ما.


به سلامتی دریا!

 که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.


می‌خوریم به سلامتی اون که همیشه راستشو می‌گه.


به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو می‌گیره دورش.


به سلامتی بیل!

 که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.


به سلامتی دریا!

 که قربونیاشو پس می‌آره.


به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!

 که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.


به سلامتی عقرب!

 که به خواری تن نمی‌ده.
(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)


به سلامتی سرنوشت!

 که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.


به سلامتی سیم خاردار!

 که پشت و رو نداره.

+نوشته شده در 88/06/21ساعت3:40 PMتوسط سپیده |
یه عالمه آپ توپ!
سلام دوستای گلم

فکر کردم چون یه مدتی آپ نکردم و شما هم خیلی خیلی دلتون برام تنگ شده()گفتم بیام

از یه کم از نگرانی درتون بیارمراستش یه دوستی واسه من امروز اینو فرستاد که خیلی جالب

بید منم گفتم بذارم ببینین:

http://www.worldometers.info/fa/

اینقدههههههههههههه جالبه!توش میتونی ببینی درباره جمعیت جهان و حکومت و اقتصاد و

جامعه و رسانه ها و محیط زیست و غذا و آب و انرژی و سلامت () تو دم به

دقیقه جهان ببینی!

راستی یه داستان فوق العاده قشنگ و یه تست شخصیت توپ و یه تست

روانشناسی جالب در ادامه مطلب:

ادامه مطلب
+نوشته شده در 88/06/16ساعت2:24 PMتوسط سپیده |
آیا می دانید؟
- آیا می‌دانید با هوش‌ترین زن دنیا 5 فوق‌لیسانس دارد و ضریب هوشی او 200 است و دنبال كار است.

 -
آیا می‌دانید اولین فردی كه در اروپا اقامت گرفت یك زن ایرانی بود و بعد مسأله اقامت خارجی‌ها مطرح شد
.

 -
آیا می‌دانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت
.

 -
آیا می‌دانید ایرانیان در آمریكا فرهیخته‌ترین افراد جامعه امریكا هستند
.

 -
آیا می‌دانید رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است
.

 -
آیا می‌دانید حدود 250 ایرانی در ناسا محقق داریم
.

 -
آیا می‌دانید كورش كبیر بر جهان حكومت می‌كرد و به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود
.

 -
آیا می‌دانید سال 2001 در فرانسه سال ایران نام داشت
.

 -
آیا می‌دانید اگر 3 قاره آسیا و امریكا و آفریقا را به هم وصل كنیم ایران در مركز جهان است
.

 -
آیا می‌دانید فرشته‌ها با سرعت نور حركت می‌كنند و زمان بر آن‌ها كند می‌شود
.

 -
آیا می‌دانید انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه‌ای خواهد داشت
.

 -
آیا می‌دانید وزن 1 قاشق چایخوری از سیاه چاله‌ها 2 میلیارد تن است؛ بله 2 میلیارد تن
.

 -
آیا می‌دانید یك سیاهچاله در كهكشان راه شیری است كه هر ثانیه 1000 بار دور خود می‌چرخد
.

 -
آیا می‌دانید ضریب هوشی انسان‌های معمولی بین 85 تا 105 است
.

 -
آیا می‌دانید هر تار موی انسان می‌تواند تا وزن 100 گرم رشد كند
.

 -
آیا می‌دانید بلندترین موی سر دنیا 6 متر است
.

 -
آیا می‌دانید چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگاپیكسل است
.

 -
آیا می‌دانید سریع‌ترین عنكبوت دنیا دارای سرعت Km 16 در ساعت است كه در افریقاست
.

 -
آیا می‌دانید یك انسان نهایتاً می‌تواند با سرعت Km 35 در ساعت بدود
.

 -
آیا می‌دانید نوعی عنكبوت می‌تواند 300 برابر وزنش را بلند كند
.

 -
آیا می‌دانید طول موج نور مرئی بین 700 – 400 نانومتر است
.

 -
آیا می‌دانید خورشید كوچك‌ترین ستاره دنیا است
.

 -
آیا می‌دانید وقتی به خورشید نگاه می‌كنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می‌كنید
.

 -
آیا می‌دانید زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگ‌تر از حجم كنونی خود را داشته است
.

 -
آیا می‌دانید مساحت سوراخ اوزون 34 میلیون كیلومتر مربع یا به اندازه آمریكای شمالی است
.

 -
آیا می‌دانید سالانه 3,1 میلیون مترمكعب چوب صرف چوب‌های غذاخوری در چین می‌شود
.

 -
آیا می‌دانید ماموت‌ها كه 10 هزار سال پیش منقرض شدند تا 6 سالگی شیر مادرشان را می‌خوردند
.

 -
آیا می‌دانید جوانان هندی شادترین و جوانان ژاپنی افسرده‌ترین‌های جهانند
.

 -
آیا می‌دانید مردم فیلیپین به بیش از 1000 لهجه سخن می‌گویند
.

 -
آیا می‌دانید عمر مفید انسان‌ها در كف دستشان نوشته شده است، نگاه كنید. 63 = 18 - 81

 -
آیا می‌دانید مسن‌ترین انسان دنیا با 142 سال سن الان در ایران زندگی می‌كند.

 -
آیا می‌دانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه 5 جهان است و تا چند سال دیگر البته 1 خواهد شد
.

 -
آیا می‌دانید گران‌ترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است
.

 -
آیا می‌دانید گران‌ترین سینمای خانگی 210 میلیون تومان است
.

 -
آیا می‌دانید گران‌ترین بلندگوی جهان 210 میلیون تومان قیمت دارد.

دانستنی های پزشکی و تغذیه

- ماده اولیه کالباس از سویاست که سودازا و مضر است و موجب کم حافظگی می شود.بنابر شواهد عینی زایدات گوشت وگوشت های غیر قابل استفاده برای ساخت سوسیس و کالباس استفاده می شود.

- پیامبر اسلام (ص) فرموده اند گوشت گاو مرض است. روغن آن دارو و شیر آن شفا است.

- گوشت گاو به گفته بو علی سینا عامل 16 بیماری مهلک می باشد که اولین آن سرطان و دومین آن مالیخولیا (اسکیزوفرنی) و سومی آن بواسیر می باشد. جنون گاوی ویروس و میکروب نیست بلکه پروتئین گاو است.

- در شیر پاستوریزه فقط 2درصد چربی حذف شده و به جای هزینه پاستوریزاسیون ماده نگهدارنده بنزوات سدیم زده میشود که خطر ناک و سرطان زاست.

- شیر استرلیزه که امکان نگهداری 6 ماه خارج از یخچال را دارد غلظت بنزوات سدیم بیشتر است.

- ماکارونی 20درصد گنوتن صنعتی استفاده می شود که سرطان زاست. و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده به جای آرد در ماکارونی استفاده می شود و ماکارونی یبوست زاست.

- سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانس های علمی به عنوان سم کبد معرفی میشود.

- در نان باگت برای متخلخل شدن از پودر های بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرک ها با علامت مرگ وارد میشود.

- نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامین های (ب) می باشد محرومند ونان باگت بدترین نانهاست.

- ساندیس ها، نوشابه ها،بیسکویت ها، کیکها و...با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته میشودکه دشمن کبد و کلیه است.

- رنگ های افزودنی در نوشابه ها، ساندیس ها، کیک ها،آدامس ها همه سرطان زا هستند.

- ماده مخدر به نام cola (پپسی کولا، کوکا کولا و...) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند.

- گوشت مرغ و ماهی که متاسفانه سفارش بسیاری از پزشکان است بلغم زاست و موجب سکته و تومور های مختلف می گردند.

- گوشت مرغ و ماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند.

- قیمت روغن های مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزان تر است.

- سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانس ها و رنگ ها هستند که همگی بسیار مضر اند.

- بیشتر محتوای روغن ها ی مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاههای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و ... می شود که کشنده است.

- جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطر ناک اند.

- موز به جای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهر های مختلف،از جمله شهر های شمالی، آن هم توسط کاربیت ظرف چند روز به طور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض و یبوست زاست.

+نوشته شده در 88/06/08ساعت6:5 PMتوسط سپیده |
ماه رمضان مبارک
 سلام دوستای عزیزم

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن رو به همه شما روزه داران و عزیزان تبریک می کنم.

تو وب نازبالا گلم یه شعر خوندم فوق العاده بود براتون میذارم حتی اگه به شعر علاقه نداشتین حتما بخونینش:

 

خواب دیدم مرده ام                       خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود         وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت              قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

بالش زیر سرم از سنگ بود          غرق وحشت سوت کور و تنگ بود

ترس بود و وحشت وتنها شدن           پیش درگاه خدا رسوا شدن

هر که امد پیش حرفی راند و رفت     سوره ی حمدی برایم خواندورفت

ناله می کردم ولیکن بی  جواب         تشنه بودم در پی یک جرعه اب

آمدند از راه نزدم دو ملک               تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست؟       آن یکی فریاد زد رب تو کیست؟

ای گنهکار سیه دل بسته پر              نام اربابان خود یک یک ببر

گفتنم :عمر خودت کردی تباه            نامه اعمال تو گشته سیاه

ما که ماموران حق داوریم               تک تورا سوی جهنم می بریم

ناگهان الطاف حق اغاز شد              از جنان درهای رحمت باز شد

مردی امد از تبار اسمان                 نورپیشانیش فوق کهکشان

گیسوانش شط پر جوش و خروش      دررکابش قدسیان حلقه به گوش

لب که نه سر چشمه ی اب حیات       بین دستانش کاینات و ممکنات

بر سرش دستمال سبزی بسته بود       بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

کی به زیبایی او گل می رسید           پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر به زیر انداختند             بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتم این زمزمه           آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت امده                 گوییا بهر شفاعت امده

سوی من امد مرا شرمنده کرد           مهربانانه برویم خنده کرد

گفت: ازادش کنید این بنده را            خانه ابادش کنید این بنده را

این که اینجا این چنین تنها شده          کام او با تربت من وا شده

مادرم اورا به عشقم زاده است          گریه کرده بعد شیرش داده است

اینکه می بینید :در شوراست و شین    ذکر لا لا ییش بوده یا حسین

خویش را در سوز عشقم اب کرد      عکس من رادر دل خود قاب کرد

بارها برمن محبت کرده است          سینه اش را وقف هییت کرده است

سینه چاک ال زهرا بوده است          چای ریز مجلس ما بوده است

این که در پیش شما گردیده بد          جسم جانش بوی روزه میدهد

با ادب در مجلس ما می نشست       او به عشق من سر خود را شکست

پرچم من را به دوشش می کشید        پا به رهنه در عذایم می دوید

اسم من راز و نیازش بوده است        تربتم مهر نمازش بوده است

اقتدار خواهرم زینب نمود                گاه می شد صورتش بهرم کبود

حرمت من را به دنیا پاس داشت         ارتباطی تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن                روز تاسوعا شده سقای من

تا که دنیا بوده از من دم زده             او غذای روزه ام را هم زده

با رها لعن امیه کرده است               خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم             با خود او را نزد زهرا میبرم

هر چه باشد او برایم بنده است          او بسوزد صاحبش شرمنده است

در مرام من نیست او تنها شود          باعث خوشحالی اعدا شود

در قیامت رنگ و بویش میدهم          پیش مردم ابرویش میدهم

باز بالا تر به روز سرنوشت           می شود همسایه ی من در بهشت

اری اری هر که پا بست من است      نامه اعمال او دست من است

+نوشته شده در 88/06/02ساعت3:59 PMتوسط سپیده |
ساعتهای عجیب
سلام بر تمامی دوستان عزیزم

واقعا ببخشید که اینقدر دیر کردمفکر می کردم دیگه وبم کارش تمومه و کسی دیگه نمی خواد

مطالبمو بخونه ولی باورم نشد وقتی هنوز دیدم عزیزانی به فکر منن راستی روز پدر و تولد امام زمان

رو هم تبریک عرض می کنم

از یکی از این دوستان به اسم پژمان نهایت تشکر رو دارم چون پست این دفعه متلعق به عکسهایی که

ایشون فرستاده بفرمایید این هم عکسها:

Image Hosted by ImageShack.us

Image Hosted by ImageShack.us

Image Hosted by ImageShack.us

Image Hosted by ImageShack.us

Image Hosted by ImageShack.us

Image Hosted by ImageShack.us

 

+نوشته شده در 88/05/25ساعت5:39 PMتوسط سپیده |
تقدیم به همه ی کسانیکه پشتوانه ی زندگی اند....
زندگی ام را شروع می کنم با شیری که از سینه های زیبایت می نوشم و با نوازشی که به صورتم حس می کنم وبا بوسه ای که بر گونه هایم می زنی. صدایت را می شنوم که در گوشم نوای الله اکبر سر می دهی صدایت را می شنوم که لالایی می خوانی. در جاده طویل عشقت راه می روم بس طولانی است که هرچه راه می روم تمامی ندارد. می دانم که در این جاده ی طویل بیابانی بی آب وعلف برای من پیدا می شود. روی ماهت را می بینم که سرشار از نور و ایمان است. سکوت سنگینت را می دانم که نهفته از عشق است. می خوانمت می دانمت و تا عمر دارم دوستت می دارم. لحظه ای که اشکهای گرمت بر گونه هایت جاری شد من نیز همانند تو گریستم گونه هایم سرخ شد و با عشق بوسیدمت زیرا دوستت دارم زیرا نیمی از قلبم از آن توست. از آن روح بزرگت می خواهم مانند تو شوم مانند تو نورانی و باصفا. دلم می خواهد پیشم بمانی تا با هم بگرییم بگوییم و شاد شویم....تا خوشی هایمان را تقسیم کنیم و بدیهایمان را زیر رادیکال ببریم ولی به ناچار عمر محدود است اما از خدا می خواهم که زودتر از تو بمیرم...زودتر بمیرم تا اشکی برای مردنت روی گونه هایم جاری نشود...زودتر بمیرم تا روی سنگ قبرم با خط خوش بنویسند ناکام ناکام ولی ناگه چرا ناکام گویا ناکامی از آن ماست از آن بچه های عاشق....عاشق مادران عزیز. از تو می خواهمخودت را جلوه دهی و هر گاه نیازم داشتی امرم کنی....سکوت....سکوت....سکوت بشکن این سکوت خاموشت را. آخر انسانی چقدر توان دارد که در برابر مشکلات صبور باشد. وقت من وقت تو و وقت همه ی ما طلاست بنابراین نامه ام را در یک جمله خلاصه می کنم و آن جمله این است که از صمیم قلب دوستت دارم مادر

 

عکس مال فرشته کوچولو هستش

بیایید تنها لحظه ای وقتمان را برای ستایش و قدردانی آن که ((مادر)) صدایش می کنیم بگذاریم. هیچ جانشینی برایش وجود ندارد.                                            

و اما یک داستان به مناسبت روز مادر:               

مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود. وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید:(( دختر خوب چرا گریه می کنی؟)) دختر در حالیکه گریه می کرد گفت:(( می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم درحالیکه گل رز 2 دلار می شود.)) مرد لبخندی زد و گفت: (( با من بیا من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم.)) وقتی از گل فروشی خارج شدند مرد به دختر گفت: (( مادرت کجاست؟ می خواهی تورا برسانم؟)) دختر دست مرد را گرفت و گفت: (( آنجا )) و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد. مرد را به قبرستان برد و دختر روی قبری تازه نشست و گل را آنجا گذاشت. مرد دلش گرفت طاقت نیاورد به گل فروشی برگشت دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.                           

+نوشته شده در 88/03/24ساعت3:26 PMتوسط سپیده |
سلام من برگشتم!!!!
سلام سلام سلاممممممممممممممممممممممممممم!!!!!!!!

میدونم خیلی دلتون برام تنگ شده بود!!!!ولی بدجور درگیر امتحاناتم بودم!ولی حالادیگه راحت شدم

گرچه هنوز هم باورم نمیشه که تموم شدن و تو شک ام!!!!!!!!

نمیخواستم امروز آپ کنم ولی دلم یه جورایی راضی نبود!!!! اول از همه میخواستم از همه عزیزایی

که منو تو این مدت فراموش نکردن تشکر کنمدوم هم میخواستم از همه تون خواهش کنم یه

تک پا به وبای دیگم سر بزنین اوکی؟ در ضمن نظر یادتون نره

سوم هم اینکه یه وب دیگه درست کردم  تو این وب میخوام برای خدا جونم نامه بنویسم هر

عزیزی هم که دوست داره قدمش روی چشم بیاد برای ثبت نام برای نامه نویسی به خدا

این هم لینکش :http://stripedletters.blogfa.com   حتما یه سری بزنیدهااااااااااااااا

چهارم هم این داستان زیبا:

  شخصی غلامی را خرید. از غلام پرسید نام تو چیست؟غلام گفت هرچه تو بگویی.پرسید:ازکجا آمده ای؟ غلام گفت از هر کجا تو بخواهی.پرسید:چه کار میکنی؟غلام گفت: هرچه تو بگویی مرد به گریه افتاد و گفت ماهم باید برای خدا اینگونه باشیم سپس غلام را آزاد کرد.

تا بعد!          

+نوشته شده در 88/03/20ساعت5:34 PMتوسط سپیده |
میخواهم خدا را ببینم...
روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: می خواهم خدا را همین الآن ببینم!!!
کریشنا گفت: قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی...

او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب.

هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت.

عکس العمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند. وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمی تواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.
در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس می کشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر می کردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!!

مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر می کردم هوا بود.

کریشنا گفت: درست است. حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید...
+نوشته شده در 88/02/11ساعت4:28 PMتوسط سپیده |
قدرت اندیشه
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .
من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشتمحصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.
من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .


دنيا هيچ بن بستی نيست يا راهی

 خواهم يافت يا راهی خواهم ساخت

+نوشته شده در 88/02/10ساعت4:29 PMتوسط سپیده |
شعرهایی از شاعران مختلف
سلام حالتون چطوره؟

به عنوان آپ جدید براتون یه چندتا شعر بسیار پرمغز رو میذارم:

عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را

                                                دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را

آن چه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد

                                               در میان خدا گم کردیم صاحب خانه را

                                 ++++++++++++++++

  برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است 

                                                       که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت     (زیب النسا)

                               ++++++++++++++++++

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد

                                                  خواب در وقت سحرگاه گران می گردد     

                            ++++++++++++++++++++

دود گر بالا نشیند کسر شان شعله نیست

                                               جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است    (صایب)

                           ++++++++++++++++++++

بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود

                                             پسته ی بی مغز چون لب واکند رسوا شود

                         ++++++++++++++++++++

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

                                        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

                                     طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

(این آخری ها رو نمیدونم از کیه!!!!

 

                               

+نوشته شده در 88/02/08ساعت1:6 PMتوسط سپیده |
سلامی دوباره همراه با تغییری دوباره!!!
سلام سلام سلام به دوستای گل و سنبلم

خیلی خوشحالم که دوباره اومدم دلم تنگ شده بود..............

راستی کسی نرفت طنزام رو بخونه؟فکر نکنم.....

در هر حال من اون بخش رو الان دیگه حذف کردمولی در عوض یه وب جدید ساختم که فقط به طنز اختصاص داره

به زودی هم یه دونه دیگه واسه سخنان زیبا میذارم ولی هنوز درگیر یه اسم قشنگ برای اون میگردم

احتمالا یه ویرایش واسه این پست خواهم داشت

و اما لینک وب جدیدم: http://rainbowsmile.blogfa.com/

و اما ویرایش: لینک ملکوت آسمانها: http://kingdomofheavens.blogfa.com/

 

+نوشته شده در 88/02/02ساعت5:12 PMتوسط سپیده |
وبلاگم طنزدار شد!!!!!!!!!!!!
سلام دوستای گلم

خیلی وقت بود باهاتون حرف نزده بودم البته به صورت شخصی!وگرنه زیاد آپ کردم نه؟

ولی بعضی از شما بی معرفت میشین و نظر نمی ذارید منم باید این قدر صبر کنم تا........

یکی بیاد نظر بذاره بعدش آپ کنم که حداقل ۲ نفر پستمو بخونن دیگه!

در هر صورت یکی از دوستانی که نظر میذاره و بی معرفت نیست(نرجس جونمو میگم) گفته بود

که من اکثرا از خدا وانرژی می نویسم پس اولا باید بگم که من وبهای زیادی رو دیدم ولی متاسفانه

فهمیدم این دوستای گلی که اکثرا وب مینویسن معمولا درباره ی دلشکستگی و عشق مینویسن

خیلییییییییییییییی هم ناامیدن و البته باید بگم خیلی هم نظر دارن و بدتر دیگران رو هم ناامید میکنن

 میتونم حدس بزنم که برای این پست نظرهایی از قبیل خود همه مون اینجوری هستیم و ناراحتیم

خوب بندگان خدا مگه یادتون رفته خدایی عزیزی هم بالا سرتون هستمن شخصا هر وقت ناراحتم تا

اونجایی که میتونم به فکر چاره می افتم و تا اونجایی هم که میتونم یه کاری میکنم بقیه اش رو میسپرم

به بالا اگه هم خیلی ناامید بشم یاد این جمله ی زیبا میفتم و آروم آروم میشم:

به خدا گفتم می توانی این همه ناامیدی را باور کنی؟

خدا گفت :این همه ناامیدی؟! در برابر من؟!.....باورنکردنیست!

مرسی نرجسم بالاخره تونستم انتقادم رو بکنم قبلا چند بار خواستم این کار رو بکنم ولی فکر کردم یه

سری ناراحت بشن ولی حالا فرصتش پیش اومد

و اما دومین و مهمترین موضوع تصمیم گرفتم از این به بعد طنز داشته باشم!!!!!!!!!

این هم لینکش:http://seawhisper.blogfa.com/page/alittlestudy.aspx

امیدوارم خوشتون بیاد چون تو امتحان هاست یه کم تغییر آب و هوا نسبت به درس بد نیست نه؟؟؟

فعلا بای

 

 

+نوشته شده در 88/01/24ساعت4:48 PMتوسط سپیده |
قدرت باورنکردنی طبیعت

در زیر 11 عکس بسیار جالب را میبینید که بیانگر ویژگیهای جغرافیایی و قدرت باورنکردنی طبیعت هستند.
(اين عکسها قبلا توسط گروه‌هاي ديگر ارسال شده. اما جذابيت عکسها اونقدر زياد بود که دلم نيومد براتون ارسال نکنم. )
----------------------------------
1 و 2- ساحل سریلانکا ، 26 دسامبر سال 2004 :
پیش از رسیدن سونامی ویرانگر ، دریا 400 متر عقبنشینی میکند:
 



دقایقی بعد دیواری از آب ، به سوی ساحل حرکت میکند:
 



----------------------------------
3- مخروط افکنه ، استان ژینژیانگ چین :
این عکس در سال 2002 گرفته شده است و مساحت 56.6 در 61.3 کیلومتر دارد.
مخروط افکنه معمولا وقتی که تشکیل میشود که جریان آب وارد یک دره شود ، به خاطر رسوبات زیاد معمولا مسیرهای جریان آب گرفته میشوند و مثلثی از کانالهای فعال و غیرفعال ایجاد میشود:
 



----------------------------------
4- عقبنشینی یخچالها در هیمالیا در بوتان:
عکس زیر گرچه زیباست ولی در عین حال نگرانکننده است ، چرا که نشان می دهد پدیده گرم شدن اب و هوای زمین باعث آب شدن تدریجی یخچالها شده است ، پدیدهای که در دهههای اخیر آغاز شده است:
 



----------------------------------
5 - گردباد ایزابل :
این عکس در سال 2003 از ایستگاه فضایی بینالمللی گرفته شده است و اندازه بسیار بزرگ این گردباد را نشان میدهد ، گردبادی که سرعتی حدود 165 مایل در ساعت پیدا کرده بود:
 



----------------------------------
6- 21 آگوست سال 2003 ، ساحل شرقی گرینلند :
در این عکس محل رسیدن ساحل و دریا منظرهای شبیه فراکتال به خود گرفته است ، به نظر میرسد دریا ریشه در ساحل دارد:
 



----------------------------------
7- شفق قطبی :
عکس حیرتانگیز و شبحوار زیر پدیدهای طبیعی به نام شفق قطبی را نشان میدهد و از شاتل آنلانتیس گرفته شده است:
 



----------------------------------
8- منظره کسوف کامل از فضا :
این عکس در سال 99 و از ایسنگاه فضایی میر گرفته شده است. این عکس سایه ماه را روی زمین نشان می دهد. قطر سایه ماه ، حدود 2000 کیلومتر است. این عکس جزو آخرین عکسهایی است که میر گرفته است.
 



---------------------------------
9- پارک ملی اگمونت ، نیوزیلند :
آتشفشان اگمونت آخرین بار سال 1775 فوران کرد و اکنون در مرکز یک پارک ملی قرار دارد. در پیرامون این آتشفشان جنگلی به شعاع 9.5 کیلومتر قرار دارد:
 



---------------------------------
10- فوران آتشفشان اتنا ، اکتبر سال 2001 :
عکسی که از ایستگاه فضایی بینالمللی گرفته شده است ، فوران آتشفشان اتنا در جزیره سیسیل ایتالیا را نشان میدهد. ابرهایی از خاکستر به سوی لیبی در حال حرکت هستند.
 



---------------------------------
11 - موریتانی :
این تصویر شگفتانگیز با پهنای 30 مایلی ، از ساختمانی موسوم به richat در صحرای مورتانی گرفته شده است. این عکس به وسیله تابشسنجهای انعکاسی و گرمایی در سال 2000 و از فضا گرفته شده است.
اما این منظره عجیب چگونه به وجود آمده است؟ سالها در مورد جواب این سؤال بحث و مناقشه وجود داشت. در ابتدا تصور میشد ، این ساختمان در اثر برخورد یک شهابسنگ به وجود آمده است. ولی دانشمندان هیچ شواهدی از سنگهایی که به علت برخورد شهاب ، قائدتا میبایست بر اثر گرما و فشار تحت استرس قرار گرفته باشند ، نیافتند.
اکنون تصور میرود که فرسایش عامل ایجاد این منظره شگفتآور باشد.
 

 

+نوشته شده در 88/01/22ساعت1:2 PMتوسط سپیده |
خدایا نزار بزرگ شم !

الو ... الو ... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟

پس چرا کسی جواب نمیده ؟

یهو یه صدای مهربون بگوش كودك نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...

- بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده

- بگو من میشنوم

کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...

- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟

- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شكسته شد :

ندایی صدایش در گوش و جان كودك طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...

دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟!

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ...

و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...

+نوشته شده در 88/01/17ساعت1:19 PMتوسط سپیده |
فرشته ی بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای  پرسید، شما چکار می‌کنید؟!


فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند

خدایا شکر*

+نوشته شده در 88/01/08ساعت9:11 PMتوسط سپیده |
!!HAPPY BIRTHDAY KEIRA- 24 years of gracing this world with hottness

 

Today our beloved Keira celebrates her 24th birthday! A very happy birthday her! We hope all of her dreams be fulfill it!

Happy Birthday Keira

+نوشته شده در 88/01/06ساعت9:1 AMتوسط سپیده |
خطای باورنکردنی چشم!!!
سلام دوستای گلم حالتون چطوره؟

عیدتون مبارکببخشید دیر شدها!!!منتظر آپ باحال بودم! امیدوارم خوشتون بیاد

تمام اتفاقاتی که در این تصاویر میافته ناشی از ساده اندیشی مغز انسانه !

 

 

به نقطه وسط دايره نگاه كنید و سرتون رو عقب و جلو كنید


 

 

 

با نگاه كردن به علامت مثبت و جلو عقب بردن سر از مونيتور دايره كوچكتر ميچرخد

 

 

روی علامت مثبت خیره شوید! دایره چشمک زن را چه رنگی میبینید؟

 

 

 

براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت



 

 

برای چند لحظه به نقطه سیاه وسط تصویر خیره شوید، خواهید دید که نقاط رنگی اطراف آن ناپدید می شوند!

 

 

 

به وسط عكس نگاه كنيد و سرتون رو جلو و عقب ببريد

 

 

 

به وسط عكس نگاه كنيد و سرتون رو جلو و عقب ببريد

 

 

 

5 ثانیه به این شکل خیره بشین. اگر دیوانه نشدین میبینین که کمانها به تدریج از بین میرن و دوباره به عنوان قطعه ای از یک کمان دیگه شکل می گیرن.

 

 

 


ایا میتونید نقاط سیاه رو بشمارید؟

 

 

 



خب در عکس زير خطوط بين مربعهای سياه و سفيد صاف هستن يا کج؟


به نظر شما خط های عمودی مواری اند

 

 

 


این دو خط هم طبیعتا باید موازی باشند ولی چشم ما چیز دیگری می‌گوید

 

 

 



ایا این خطوط موازی اند؟

 

 

 

در عكس زير آيا مار پيچ مي بينيد؟

 

 

 

 

يا تصوير زير مي چرخد و موج ميزند؟

 

 

 

 

فكر ميكنم همتون ايجاد موج روي اين تصوير رو ديديد

 

 

 

چشمهايتان رو عکس بچرخانيد؟

 

 

 

باورتون میشه که همه این خطها کاملاً موازیند!!!

 

 

 

چشم هاتون رو روي عكس بچرخونيد

 

 

 

نشانگر موس رو وسط شکل زیر قرار بدین و به آرومی بالا و پائین ببرین. خواهید دید که چه موج زیبائی بین گلها ایجاد میشه!!

 

 

 

 

چشمهايتان رو عکس بچرخانيد؟ چه اتفاقي ميافتد؟ عکس تکان نمي خورد؟

+نوشته شده در 88/01/02ساعت8:38 PMتوسط سپیده |
عید شما مبارک
سلام عزیزانم

عیدتون مبارک سالی خوب و پر موفقیت داشته باشید

دیگه نمیدونم چی  بگم ولی میخوام نمادهای سین هفت سین رو بذارم......

 

        نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.
اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.
دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن.  برهمين اساس جشن‌ها و آيين‌هاى جامعه ايران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبت‌هاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطوره‌اى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژه‌اى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.
دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.
به هرحال در آيين‌هاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مى‌شد كه داراى انواع خوراكى‌ها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مى‌بايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد.
اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكى‌ها در كنار سفره گماشته مى‌شد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:
اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان).
اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين»  نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است.
شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مى‌گذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.

بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنت‌ها و آيين‌هاى باستانى خود را هم حفظ كنند.
به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.»
البته در اين‌باره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مى‌شد.  يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرف‌هايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكى‌هاى خاصى بر سفره هفت سين مى‌نشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)
خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:
سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود.

سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.

مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.

سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!

سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.

سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.
شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفره‌هايشان جاى مى‌دهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.
 
در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيك‌بختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است! 

 
 
 
 
 برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم و عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

 

+نوشته شده در 88/01/01ساعت3:18 PMتوسط سپیده |
آخرین پست 87 " 87 گلم خدا نگهدار!!"
سلام دوستای گلم

این شما و این هم آخرین آپ 1387 امیدوارم خوشتون بیاد

عنوان: عکسهای بازیگران معروف در سال 2040

عکسهای بازیگران معروف در سال2040





عکسهای بازیگران معروف در سال2040









عکسهای بازیگران معروف در سال2040


 

 تو رو به خدا نظر یادتون نره!!

+نوشته شده در 87/12/30ساعت9:37 AMتوسط سپیده |

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان